inicio mail me! sindicaci;ón

آرشیو برای تیر, ۱۳۸۷

 

تفاوت علی “ع” با انقلابیان قبل و بعد از رسیدن به قدرت

غالب رهبران جهان دو دوره دارند : یکی دوره انقلابی ، که در برابر قدرت حاکم مبارزه می کنند و می جنگند و بینش و برداشت و رفتار انقلابی دارند ، و دیگری دوره ای که روی کار می آیند ، که بر عکس ، گرایش کم یا بیش محافظه کارانه ای می یابند و به قول خودشان دوره زندگی آرام و دوره مصلحت اندیشی های ملی و قومی پیش می آید .

بر عکس ، علی “ع” ، در موقعی که زمام حکومت را به دست ندارد و غصب کنندگان حق او ، روی کارند و بعضی دیگر ، همه ارزشها و همه روابط و ضوابط اسلامی را – حتی در ظاهر – رعایت نمی کنند . در این دوره که علی – از نظر مسئولیت اجتماعی – یک فرد است و مقام غیر رسمی است ، و قدرت دست دیگران است ، و او رهبر اقلیت است ، در اینجا مبارزه انقلابی ندارد و به خاطر “وحدت” ، تحمل می کند ؛ و بر عکس ، از وقتی که روی کار می آید و حکومت را به دست می گیرد و خودش زمامدار رسمی جامعه می شود ، دوره انقلابی آغاز می شود و دست به انقلاب می زند . و شاید اولین انسانی است در تاریخ بشر که هنگامی که قدرت دستش نیست ، به خاطر حفظ قدرت جامعه و این ایمان و عقیده در برابر دشمن خارجی ، ساکت است ، و وقتی که حکومت به دستش می آید و بر اوضاع مسلط می شود ، انقلابی می شود . این است که پنج سال دوره انقلابی در زندگی علی ، دوره حکومتش است .

این غیر از حرف “جرج جرداق” است . جرداق می گوید که :” همه رهبران عالم ( قبل از روی کار آمدن ) ، رهبران بزرگ و مترقی و انقلابی بودند و وقتی که روی کار می آمدند محافظه کار می شدند ، بر خلاف علی که هم در دوره ای که حکومت دستش نبود انقلابی بود و هم وقتی که حکومت دستش آمد انقلابی ماند .” این حرف درستی است ، اما با آنچه من می گویم کمی اختلاف دارد ، و آن این است که وقتی زمام امر دستش نیست ، به خاطر حفظ قدرت ، انقلاب نمی کند و تحمل می کند ؛ انقلابی بودن و انقلاب کردن را از وقتی آغاز می کند که رسما حاکم است و قدرت در دستش است .

 شکاف کعبه

این است که پنج سال دوره انقلاب در زندگی علی ، به عنوان یک رهبر ، دوره پیش از رسیدنش به حکومت نیست ، ( بلکه ) دوره حکومتش است ، و آغاز دوران انقلابی در زندگی او ، از نظر اجتماعی ، آغاز روی کار آمدنش از نظر سیاسی است .

بنابر این زندگی علی تقسیم می شود به سه فصل : ۲۳ سال جهاد برای مکتب ، ۲۵ سال تحمل برای وحدت  و ۵ سال انقلاب برای عدالت .

از : معلم بزرگ انقلاب دکتر علی شریعتی – مجموعه آثار ، جلد ۲۶ : علی “ع” ، صفحات ۷۸ و ۷۹

………

میلاد بزرگترین اسوه “مکتب ، وحدت ، عدالت”  را به همه  مومنانِ وحدت طلبِ عدالتخواه بویژه مخاطبان خوب وبلاگم شادباش می گویم .

 
 

چرا باید با مصر رابطه کامل سیاسی داشته باشیم

بحث تقویت رابطه سیاسی با مصر ، از موارد مهمی است که نه این روزها و سالها ، که از ابتدای انقلاب اسلامی در ایران مطرح بوده و هست و همواره موافقان و مخالفانی از طیفها و دیدگاههای گوناگون داشته است .

نکته مهم در این زمینه ، دستور هوشیارانه و راهبردی و مهم امام خمینی به دولت مهندس بازرگان برای قطع فوری روابط سیاسی با حکومت انور سادات در پی امضای موافقتنامه صلح در کمپ دیوید بود که بعدها همین دستور هوشمندانه و بموقع امام ، ملاکی برای اتخاذ تصمیمهای صاحبنظران سیاسی و استراتژیک شد .

بسیاری از کسانی که هم اکنون نیز به هیچ وجه ، رابطه سیاسی کامل تهران و قاهره را بر نمی تابند ، حداقل در ظاهر به نظر آنموقع امام استناد می کنند و معتقدند بر اساس همان نظر ، امکان برقراری مجدد رابطه با مصر ممکن نیست و اگر هم ممکن باشد ، درست نیست .

در پاسخ به این عده باید یاد آور شد که تصمیم گیریهای سیاسی ، در اکثر اوقات تابعی از شرایط ملی و بین المللی است و سیاستمدار هوشمند کسی است که منافع ملی ( و برای کشورهایی چون ما : منافع جهان اسلام ) را بر تصمیم گیریهای مقطعی ترجیح بدهد .

فراموش نکرده ایم که امام خمینی در زمان حیات مبارکشان ، در زمینه های فراوانی از دیدگاه سیاسی قبلی خود – برای اعتلای اسلام و ایران اسلامی – عدول کردند . نمونه هایی چون پذیرش قطعنامه ۵٩٨ سازمان ملل متحد ، برقراری مجدد رابطه سیاسی با عربستان سعودی سه سال پس از حج خونین و اعزام مجدد زائران ایرانی به کنگره عظیم حج  ( در شرایطی که امام فرموده بودند : ما اگر از صدام بگذریم از سران حجاز نخواهیم گذشت ) و … از این دست هستند .

نکته دیگر اینکه دستور قطع رابطه با مصر را امام امت در زمانی صادر فرمودند که انور سادات به عنوان نخستین کشور عربی و اسلامی خط مقدم ، دست به این سازش خفت بار و تاریخی زده بود و بیم آن می رفت که این سازش به دیگر کشورهای عربی و اسلامی که اکثرا تحت سیطره پنهان انگلیس و آمریکا بودند و هستند سرایت کند و موجی از سازش به راه بیفتد که به دنبال آن رژیم اشغالگر صهیونیستی به  تثبیت حاکمیت نامشروع خویش بپردازد . این اقدام امام باعث شد که این راه ، سد شود و دیگر کشورهای عربی و اسلامی تا مدتها از این اقدام خودداری کنند .

اما شرایط امروز با آن زمان کاملا متفاوت است . اکثر کشورهای عربی ، آشکارا و پنهان روابط کامل سیاسی و اقتصادی با رژیم صهیونیستی برقرار کرده  اند تا حدی که در یک و نیم سال اخیر دیدیم که کشوری چون عربستان سعودی حاضر شد ننگ همکاری و قول همکاری با اسرائیل را علیه جنبش مردمی حزب الله لبنان به جان بخرد یا اعلام کند که از حمله اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران حمایت می کند و … می بینیم که سران رژیم صهیونیستی در کشورهای حاشیه خلیج فارس نمایشگاههای تجاری و بازرگانی برقرار می کنند و … این شرایط ، قطعا مشابه شرایط اوایل دهه هشتاد میلادی نیست .

در این حال ، باید به این هم فکر کنیم که در این سالها بخصوص در سالهای اخیر که موج بیداری اسلامی در کشورهای عربی بخصوص مصر ، لحظه به لحظه افزایش یافته و بر اساس نظر سنجیهای گسترده توسط سازمانهای معتبر غربی و عربی ، محبوبترین چهره های سیاسی در میان مردم این کشورها “سید حسن نصرالله” و دکتر ” محمود احمدی نژاد” هستند ، ما یک رابطه مستقیم با مردم مصر را از دست داده ایم و قطعا در خسارتهای آن هم مقصر هستیم .

مردم مصر از جمله مردمانی هستند که پس از کشورهای عراق و لبنان بیشترین بستگی ذهنی و عقیدتی را با مردم مسلمان کشورمان  و اندیشه های وحدت بخش از زمان طنطاوی و اسد آبادی و آیت الله بروجردی و … تا کنون دارند و برقراری رابطه مستقیم تر و بیشتر با آنان که تا حد بسیار زیادی به ایجاد رابطه سیاسی کامل با دولت مصر بستگی دارد ، در این وحدت و همدلی و همکاری و بیداری کمک مضاعفی می کند.

نمونه های زیادی وجود دارد که می تواند در این تحلیل کمک کند . از جمله مخالفتهایی که از سوی برخی طیفهای سیاسی پس از اعلام آمادگی کامل دکتر احمدی نژاد برای برقراری فوری روابط با مصر ، هم در ایران و  هم در مصر صورت گرفت و از این ارتباط وحشت زده شدند . البته جزئیات این رابطه ، قطعا قابل و شایسته بررسی بیشتر و دقیقتر است اما زیر سوال بردن اصل آن به بهانه دستور مهم و تاریخی امام در ٣٠ سال پیش ، جای اما و اگر زیاد دارد .

به یاد بیاوریم که هم در زمان امام و هم در زمان رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای ، تاکید بر قطع رابطه ابدی تنها با رژیم صهیونیستی شده است و بس و احتمال رابطه با هر کشور دیگری با توجه به احترام و حفظ حقوق متقابل ، نفی نشده است بلکه تاکید هم شده است .

مواردی چون حذف نام خیابان مجاهد شهید خالد اسلامبولی در ایران و محمد رضا پهلوی در مصر و ساخته شدن فیلمی که این روزها جنجال بر انگیز شده است با حفظ حقوق مستقل هر دو کشور قابل بررسی و دفاع است و راهی برای معامله و مذاکره سیاسی نیز هست .

خوشحال می شوم دوستان با گرایشهای متفاوت در باره این روزنوشت نظرات خودشان را بنویسند و اگر دلیل و استناد و تحلیل بیشتری هم دارند آن را در وبلاگهای خودشان به طور کامل بیاورند و پیوند آن را در بخش نظرات بیاورند .

 

 
نوشته بعدی »