منتظرتان هستم – منتظر باشید !
١- ابتدا به مناسبت آغاز هفته کتاب ، این دو جمله کاربردی آقا را درباره فاصله مردم کشورمان با کتابخوانی بخوانید :
* یکی از کارهایی که از قرائن فهمیده می شود که در بین اروپاییها معمول است و متاسفانه اینجا هیچ معمول نیست ، این است که مثلا مادران یا بزرگتران برای بچه هایشان در فرصتهایی ، کتاب می خوانند یا دو نفر سه نفر آدم می نشینند یک نفر برایشان کتاب می خواند ؛ که اینجا این کارها هیچ معمول نیست .( ۱۹/۱۱/۱۳۶۶)
* این عادت هنوز در بین مردم جا نیفتاده که بروند کتابی را بخرند ، بعد آْن را بخوانند ، بعد به دوستشان یا فرزندشان بدهند تا آنها هم بخوانند . این طوری نیست . ای بسا کتابی را می خرند ، بعد آن را کناری می گذارند یا مثلا کتابی را دوستی به دوستی هدیه می دهد ، او هم [ آن کتاب را ] کناری می گذارد . واقعا کتاب خواندن در مملکت ما جا نیفتاده است و این درد بزرگی است .(۱۸/۲/۱۳۷۴)
۲- حالا به مناسبت آغاز نمایشگاه بین المللی مطبوعات ، یادتان باشد که از فردا – مثل هر سال دیگر – در غرفه روزنامه کیهان منتظر دوستان خوب و مخاطبان (وبلاگم هم ! ) هستم . نمایشگاه امسال در محیط دوست داشتنی و در دسترس مصلای امام خمینی برگزار می شود . البته اگر امسال صبح به نمایشگاه آمدید ، آنقدر دست دست کنید تا ساعت ۱۴ برسد و من هم برسم ، چون امسال من عصرها در خدمت شما هستم و شاید یکی دو روز صبحها هم در غرفه دیگری باشم . آنهایی که پارسال قول دادند و نیامدند ، یادشان باشد که امسال قول می دهند ، باز هم نیایند !

۳- اما من یک عذر خواهی بدهکار خوانندگان وبلاگم هستم ، بدون آنکه خودشان بدانند بابت چی ! راستش از زمانی که مطمئن شدم آمدن آقای سید محمد خاتمی به عرصه انتخابات قطعی شده است ، گل از گلم شکفته و بسیار خوشحال هستم . این را واقعا می گویم و امیدوارم هیچ کس سعی نکند آقای خاتمی را از این تصمیم درست منصرف کند . عذرخواهی من بابت همین است . بیش از ده روز است که مواد خام یک تحلیل جامع را در درخواست از خاتمی برای آمدن تهیه کرده ام و دلایلم را هم مشخص کرده ام اما به دلیل گرفتاریهای فراوان ، هنوز فرصت قلمی کردن آنها را نیافته ام . البته الان با قطعی شدن آمدن آقای خاتمی ( به حرفهای روزنامه ها توجه نکنید که ایشان هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته است !) ، باید مدل نوشتن آن مطلب و آن تحلیل را تغییر بدهم و مثلا درباره این بنویسم که چرا باید آقای خاتمی تا آخر در عرصه انتخابات باقی بماند و جا خالی ندهد که حالا با رفتن به نمایشگاه شاید هفت هشت ده روزی تا اینکه شما بتوانید آن را در این وبلاگ بخوانید فاصله بیفتد ، اما فعلا شما مرا به عنوان یک خبرنگار خوش قول بشناسید تا ببینیم چه پیش می آید .
تاکید می کنم من خودم را جزو طیف اصولگرایان می دانم و حتما در انتخابات به دکتر احمدی نژاد رای خواهم داد ، اما بی اندازه از آمدن آقای خاتمی به عرصه رقابت خوشحالم که دلایل قوی خودم را ان شاء الله در آن مطلب موعود خواهید خواند .
پ . ن اول : اینکه چرا در این عکس ، من و سردار داریم می خندیم ، موضوع جالبی دارد که البته امکان گفتنش در وبلاگ نیست . شاید به برخی از کسانی که امسال به غرفه کیهان آمدند ، گفتم ؛ شاید البته !
پ . ن دوم : این روزها و شبها که دم به ساعت ، بچه های نشریه “زائر” از کنار حرم مطهر رسول الله “ص” و قبرستان بقیع برایم پیامک می زنند و دلم را هوایی می کنند ، اگر نه تمام ، اکثر لحظه هایم را در آن جغرافیا می گذرانم . دعا کنید سال بعد ، این سعادت در کنار شما ، نصیب من هم بشود .

