inicio mail me! sindicaci;ón

آرشیو برای دی, ۱۳۸۷

 

۱۰- حسینیه : ای دل! چه می کنی : می مانی یا می روی ؟

خواهران و برادران !

اکنون شهیدان مرده اند ، و ما مرده ها زنده هستیم . شهیدان سخنشان را گفتند ، و ما کرها مخاطبشان هستیم . آنها که گستاخی آن را داشتند که – وقتی نمی توانستند زنده بمانند – مرگ را انتخاب کنند ، رفتند ، و ما بی شرمان ماندیم ، صدها سال است که مانده ایم .

اکنون حسین حضور خودش را در همه عصرها و در برابر همه نسلها ، در همه جنگها ، و در همه جهادها ، در همه صحنه های زمین و زمان اعلام کرده است ، در کربلا مرده است تا در همه نسلها و عصرها بعثت کند .

و تو ، و من ، ما باید بر مصیبت خود بگرییم که حضور نداریم .

آری ، هر انقلابی دو چهره دارد : خون و پیام ! رسالت نخست را حسین و یارانش امروز گزاردند ، رسالت خون را . رسالت دوم ، رسالت پیام است ، پیام شهادت را به گوش دنیا رساندن است . زبان گویای خونهای جوشان و تن های خاموش ، در میان مردگان متحرک بودن است . رسالت پیام از امروز عصر آغاز می شود. این رسالت بر دوشهای ظریف یک زن ، “زینب”! – زنی که مردانگی در رکاب او جوانمردی آموخته است ! – و رسالت زینب دشوارتر و سنگینتر از رسالت برادرش .

آنهایی که گستاخی آن را دارند که مرگ خویش را انتخاب کنند ،تنها به یک انتخاب بزرگ دست زده اند ، اما کار آنها که از آن پس زنده می مانند دشوار است و سنگین . و زینب مانده است ، کاروان اسیران در پی اش ، و صفهای دشمن ، تا افق، در پیش راهش ، و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش . وارد شهر می شود ، از صحنه بر می گردد ، آن باغهای سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پیراهنش بوی گلهای سرخ به مشام می رسد . وارد شهر جنایت ، پایتخت قدرت ، پایتخت ستم و جلادی شده است . آرام ، پیروز ، سراپا افتخار ، بر سر قدرت و قساوت ،  بر سر بردگان مزدور ، و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فریاد می زند :”سپاس خداوند را که این همه کرامت و این همه عزت به خاندان ما عطا کرد : افتخار نبوت ، افتخار شهادت …”

هر انقلابی دو چهره دارد : خون و پیام .

و هر کسی اگر مسئولیت پذیرفتن حق را ، انتخاب کرده است ، و هر کسی کهن می داند مسئولیت شیعه بودن یعنی چه ، مسولیت آزاده انسان بودن یعنی چه ، باید بداند که در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین – که همه صحنه ها کربلاست ، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا – باید انتخاب کند : یا خون را ، یا پیام را ، یا حسین بودن را ، یا زینب بودن را ، یا آنچنان مُردن را ، یا اینچنین ماندن را .

اگر نمی خواهد از صحنه غایب باشد .

عذر می خواهم . در هر حال وقت گذشته است و دیگر فرصت نیست ، و حرف بسیار است و چگونه می شود ، با یک جلسه ، از چنین معجزه ای که حسین در تاریخ بشر ساخته است ، و زینب پرداخته است ، سخن گفت ؟

آنچه می خواستم بگویم حدیث مفصلی است که در این مجمل می گویم به عنوان رسالت زینب ، “پس از شهادت” ، که :

“آنها که رفتند ، کاری حسینی کردند ،

و آنها که ماندند ، باید کاری زینبی کنند ،

                                  و گرنه یزیدی اند “!

بخشی از سخنرانی “پس از شهادت ” دکتر علی شریعتی که در شب شام غریبان در اسفند ماه سال ١٣۵٠ در مسجد جامع نارمک تهران ایراد کرده بود .

حتما در پاسخ به این جملات بوده است که شهید سید مرتضی آوینی این سوال را از ما پرسیده است :

” ای دل ! تو چه می کنی ؟ می مانی یا می روی ؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کند !…”

کتاب “فتح خون” (روایت محرم) ، کانون فرهنگی هنری ایثارگران ، صفحه ۴۶.

 
 

۹ – حسینیه : بخشی از زیارت ناحیه مقدسه

السلام علی مَن بَکَتهُ الملائکة السماء‌

سلام بر آنکه فرشتگان آسمان بر او گریستند .

السلام علی مَن ذریتُهُ الازکیاء

سلام بر آنکه نسل او ، همه از پاکانند .

السلام علی یعسوب الدین

سلام بر سرور و سالار دین ؛

السلام علی منازل البراهین

سلام بر جایگاههای برهانها و حجتهای الاهی ؛

 

السلام علی الائمة السادات

سلام بر پیشوایان شرافتمند ؛

السلام علی الجُیُوبِ المُضَرَجات

سلام بر آن گریبانهای دریده ؛

السلام علی الشِفاهِ الذابِلات

سلام بر آن لبان خشکیده‌؛

السلام علی النفوس المُصطَلَمات

سلام بر آن جانهای بلا رسیده ؛

السلام علی الارواح المُختَلَسات

سلام بر آن ارواح ربوده شده ؛‌

السلام علی الاجساد العاریات

سلام بر آن جسدهای عریان مانده ؛

السلام علی الجُسُوم الشاحِبات

سلام بر آن پیکرهای تغییر رنگ یافته ؛

السلام علی الدِماءِ السائلات

سلام بر آن خونهای جاری ؛

السلام علی الاعضاء‌ِ المُقَطَعات

سلام بر آن اعضای قطعه قطعه پیکرها ؛

السلام علی الرُوُوس المُشالات

سلام بر آن سرهای بالای نیزه رفته ؛

السلام علی النِسوَةِ البارزات

سلام بر آن زنان بیرون آمده از خیام حرم ؛

السلام علی حُجَةِ رَبِ العالمین

سلام بر حجت پروردگار عالمیان .

السلام علیک و علی آبائک الطاهرین

سلام بر تو و بر نیاکان پاکت .

السلام علیک و علی ابنائک المستشهدین

سلام بر تو و بر فرزندان شهیدت .

السلام علیک و علی ذریتک الناصرین 

سلام بر تو و بر خاندان یاری کننده ات .

 

السلام علیک و علی الملائکة المُضاجِعین

سلام بر تو و بر فرشتگانی که در ملازمت تو سر بر آستانت نهاده اند .

السلام علی القتیل المظلوم

سلام بر آن کشته شده ستمدیده ؛ 

السلام علی اخیه المسموم

سلام بر برادر مسمومش ؛

السلام علی علیٍّ الکبیر

سلام بر علی اکبر ؛

السلام علی الرَضیعِ الصَغیر

سلام بر آن شیر خوار کوچک ؛

السلام علی الاَبدانِ السَلیبَة

سلام بر آن بدنهایی که جامه و تجهیزاتشان به غنیمت برده شده ؛

السلام علی العترة القریبة

سلام بر آن اهل بیت نزدیک پیامبر “ص”؛

السلام علی المُجَدَلینَ فِی الفَلَوات

سلام بر آن به خاک افتادگان در بیابانها ؛

السلام علی النازِحینَ عَنِ الاوطان

سلام بر آن دور افتادگان از وطنها ؛

السلام علی المدفونینَ بِلا اَکفان

سلام بر آن دفن شدگان بدون کفن ؛

السلام علی الرووس المُفََرَقَةِ عَنِ الاَبدان

سلام بر آن سرهای جدا افتاده از بدنها ؛

السلام علی المُحتَسِبِ الصابر

سلام بر آنکه همه اعتمال خویش به حساب خدا نهاد و صبر پیشه کرد .

السلام علی المظلوم بِلا ناصر

سلام بر آن ستمدیده بدون یاور ؛ 

السلام علی ساکن التُربَةِ الزاکیة

سلام بر آن جای گرفته در خاک پاک ؛

 بخشی از زیارت ناحیه مقدسه (اشکواره امام زمان “ع” در سوک امام حسین “ع”).

از انتشارات : مسجد مقدس جمکران – چاپ شانزدهم – پاییز ١٣٨۵.

        

 

 
نوشته بعدی »