از کسانی که در دهه منتهی به انقلاب اسلامی و دهه اول آن ، در مطبوعات و رسانه ها و سخنرانی ها حضوری جدی و بحث انگیز داشت ، مرحوم اقبال لاهوری شاعر و متفکر اسلامی و انقلابی پاکستان بود .

شاید بخش مهمی از مطرح بودن اقبال در ایران را باید مدیون بیدارگرانی چون دکتر شریعتی و استاد شهید مرتضی مطهری دانست که با تجلیل از اقبال در نوشته ها و سخنان خود ، نسل جوان آن روز کشورمان را با این اندیشمند بزرگ جهان اسلام مانوس کردند ؛ انسی که شاید بیش از یک دهه عمر نداشت و اکنون بسیاری از جوانان و دانشجویان ما حتی نامی هم از اقبال نشنیده اند چه رسد به اینکه با شعر و اندیشه ها و مبارزات او هم آشنا باشند .
امروز سالروز تولد این مرد بزرگ است و به همین مناسبت ، یکی از معروفترین اشعار فارسی او را که در سالهای پیش گفته در مطبوعات و صدا و سیمای ما جای خاصی داشت ، زینت بخش این وبلاگ می کنم.
روح تمامی اندیشمندان مومنی که قدمی و قلمی در راه آگاهی و بیداری و بصیرت ِ مسلمین و مستضعفان و به قول فرانتس فانون “دوزخیان زمین ” زدند شاد .
***
١ – ای غنچه خوابیده ، چو نرگس نگران خیز !
کاشانه ما رفت به تاراج ، غمان خیز !
از ناله مرغ سحر از بانگ اذان خیز !
از گرمی هنگامه آتش نَفَسان خیز !
از خواب گران ، خواب گران ، خواب گران خیز !
از خواب گران خیز !
٢ – خورشید که پیرایه به سیماب سحر بست
آویزه به گوش سحر از خون جگر بست
از دشت و جبل ، قافله ها رخت سفر بست
ای چشم جهان بین ! به تماشای جهان خیز !
از خواب گران ، خواب گران ، خواب گران خیز !
از خواب گران خیز !
٣- خاور ، همه مانند غبار ِ سر ِ راهی است
یک ناله خاموش و اثر باخته آهی است
هر ذره این خاک ، گره خورده نگاهی است
از هند و سمرقند و عراق و همدان خیز !
از خواب گران ، خواب گران ، خواب گران خیز !
از خواب گران خیز !
۴ – دریای تو دریاست که آسوده چو صحراست ؟
دریای تو دریاست که افزون نشد و کاست ؟
بیگانه آشوب و نهنگ است ، چه دریاست ؟
از سینه چاکش ، صفت ِ موج ِ روان خیز !
از خواب گران ، خواب گران ، خواب گران خیز !
از خواب گران خیز !
۵ – این نکته ، گشاینده اسرار نهان است
مُلک است تن ِ خاکی و دین ، روح ِ روان است
تن زنده و جان زنده ، ز ربط تن و جان است
با خرقه و سجاده و شمشیر و سنان خیز !
از خواب گران ، خواب گران ، خواب گران خیز !
از خواب گران خیز !
۶ – ناموس ازل را تو امانی ، تو امینی
دارای جهان را ، تو یساری تو یمینی
ای بنده خاکی ! تو زمانی ، تو زمینی
صهبای یقین در کش و از دیر گُمان خیز !
از خواب گران ، خواب گران ، خواب گران خیز !
از خواب گران خیز !
٧ – فریاد ز افرنگ و دلاویزی افرنگ
فریاد ز شیرینی و پرویزی افرنگ
عالَم همه ویرانه ز چنگیزی افرنگ
معمار حرم ! باز به تعمیر جهان خیز !
از خواب گران ، خواب گران ، خواب گران خیز !
از خواب گران خیز !
