مرسی که آپ جدیدمو می خونی . کامنت یادت نره !
خوشحال شدم تو نت زیارتت کردم/استفاده کردیم شدیدن /با یه پست جدید آپم ، بیا /شما رو لینک می کنم ،شما هم منو لینک کن /سرم شلوغه ، آپ جدیدتو سیو می کنم ، آف می خونم /مرسی که برام آف گذاشتی / پست جدیدتون خیلی قشنگه ، من هم دارم پست جدیدمو می نویسم /خوشحالم که در عرصه سایبر شما رو یافتم / منتظر آپ کردنات می مونم /سر می زنم تا ادامه پستاتو بخونم /این آهنگ تو آلبوم جدید افتخاریه /مرسی که خبر آپ شدن وبتو دادی/ گفتی داری وبتو عوض می کنی وایسادم لینک جدید بذارم /اسم شما رو تو گوگل سرچ کردم و توی یکی از کامنتهایی که گذاشته بودید ، پیداتون کردم /سی یو لیتر / قبلنم گفتم دوس دارم جم شیم ، می خام ببینمت /هواست نیستا!/بذار فک کنم بعدن /منتظر آپ بعدیتم ، زیبا بود این پست /خیلی مرسی بابت کامنت/آپم ، به من سر بزن ، بای /هورا … اولین کامنتو من گذاشتم /اصلن وقت ندارم /هر وقت آپ می کنی خبرم کن /بعدا سر می زنم ادامه پستتو می خونم / برام تو msg آف بذار /ببخشید دیشب دیسکانکت شدم /الان آنلاینم /مرسی که آن شدی/همین ، فعلن ….!
***
بسیاری از ما در رفتارهای اجتماعی ، در سخن گفتن و در نوشتن دچار اشتباهات بزرگ و کوچکی می شویم که یا بر اثر بی اطلاعی از ناپسند بودن آنهاست و یا ناشی از فراموشی و گاهی هم جو گیر می شویم و دوست داریم مثل دیگران باشیم . در بیشتر این موارد یک یاد آوری و تذکر کوچک کافی است تا تلنگری باشد برای اینکه به جبران غفلت صورت گرفته بپردازیم و یا از تکرار آن در آینده خودداری کنیم.البته حساب اشتباهاتی که تعمدی و با توجه و اصرار صورت می گیرد ، از این موضوع جداست .
راستش من گاهی احساس می کنم همه مایی که نخودی در آش این محیط مجازی و این دهکده بزرگ جهانی می اندازیم ، در مظلومیت زبان و ادبیات فاخر فارسی نقش داریم و در این گناه شریکیم. بخصوص اگر توجه داشته باشیم که گستره مخاطبان در اینترنت تا چه حد زیاد است و به همین دلیل میزان تاثیر گذاری آن هم با رسانه های مکتوب دیگر چقدر فاصله دارد.
من در اینجا نمی خواهم به غلطهای املایی سهوی در وبلاگها و سایتها گیر بدهم و یا پای موضوع بسیار مهم و تعیین کننده ای چون ویرایش و دستور زبان را به میان بکشم که ما اهالی این دهکده آن را به چه وضع اسفباری کشانده ایم ، حتی به برخی واژه ها و کلماتی که از زبانهای لاتین وارد این محیط شده و چاره ای هم از آن نبوده است ، کار ندارم .گلایه من از خودم و دیگران به بی توجهی در استفاده بی رویه و نا هنجار از واژه های فرنگی و کلماتی است که جایگزینهای خوب و مناسب و چشم نواز تر و گوش نوازتری در زبان فارسی دارند و نوشته های ما را شیوا تر و خواندنی تر می کنند و صمیمانه تر هم هستند چرا که ایرانیند.به عنوان یک مثال به جای همین تعبیر ” آپ کردن ” چرا از عبارت بسیار زیبا ی “به روز کردن ” استفاده نمی کنیم؟
یک نکته دیگر در همین زمینه استفاده افراطی و البته غلط از زبان شکسته و محاوره ای است . قبول دارم که صمیمیت موجود در این نوع نگارش بسیار بیشتر و انتقال مفاهیم ساده با آن سریعتر است ، اما همین زبان را هم می توان به گونه ای به کار گرفت که به ساختار و شالوده محکم آن خللی وارد نیاید. مثلا نوشتن ” می خام ببینمتون ” به جای ” می خوام ببینمتون” بسیار اشتباه و ویرانگر است یا حذف تنوین در کلماتی چون شدیدا ، فعلا ، معمولا ، قبلا و … و نوشتن آنها به صورت فعلن ، شدیدن ، قبلن . همچنین حذف “د” در انتهای بعضی صیغه های افعال و تبدیل آن به “ه” شاید مراد نویسنده را از به کار گیری این نوع نگارش تامین کند و لازم نباشد که علاوه بر آن مثلا “فکر کنم ” را ” فک کنم ” بنویسیم .
من خیلی این یادداشت را طولانی نمی کنم اما از همه دوستان و عزیزانی که این نوشته را می خوانند تقاضای عاجزانه دارم که در یک حرکت فراگیر ، حداقل صحیح نویسی واژه های مورد اشاره در این نوشته را در مطالب خودمان رعایت کنیم و لطف کنند این نوشته را در دسترس دوستان دیگر و مخاطبان وبلاگ خودشان هم قرار دهند و یا پیوند این نوشته را برای آنها ارسال کنندو البته اگر نقد و نظری هم برای اصلاح بیشتر این اقدام اصلاحی دارند ، دریغ نکنند که خود من اولین مشتاق شنیدن و رعایت آن هستم .
در پایان نمونه های قابل رعایت و البته پر تکرار برخی از موارد رایج در محیط اینترنت بخصوص در وبلاگها و در اتاقهای گفت و گو را می نویسم و منتظر نظر دوستان می مانم:
- پست : یادداشت – مطلب
- کامنت : نظر
- لینک : پیوند
- آپ : به روز
- نت : شبکه
- سیو : ذخیره
- سرچ : جست و جو - کاوش
- مرسی : ممنون – متشکرم
- آنلاین : پشت خط
یک یاد آوری و آن اینکه :انتقاد من به کلمات و واژه های به کار رفته است و نه خدای نکرده به کسانی که آنها را به دلایل پیش گفته استفاده کرده اند بخصوص که بسیاری از آنها از دوستان بسیار خوب و عزیز من هستند.
(یک نکته : من برای این یادداشت ، صبح امروز دو سه ساعتی وقت گذاشتم اما درست در هنگام انتخاب عکس همه آن پرید و من ماندم و حسرت یک نوشته ذخیره نشده ی از دست رفته . اینکه الان نوشتم حس اولی را نداشت ولی از انگیزه اولی هم چیزی کم ندارد. اشکالاتش را شما به بزرگواری خودتان ببخشید.)
