inicio mail me! sindicaci;ón

آرشیو برای اردیبهشت, ۱۳۸۶

 

چرا مطهری نیاز همیشه ماست ؟

سال ۱۳۷۹ بود . آن سال و یکی دو سال پیش از آن مطبوعات اقبال مناسبی نسبت به سالگشت شهادت اندیشمند بزرگ دیندار استاد شهید مرتضی مطهری نشان نداده بودند. از طرفی کمبود مهمی در زمینه مسائل شناختی در جامعه و بویژه در بین جوانان – از هر طیفی : حزب اللهی و غیر حزب اللهی – به چشم می خورد(و هنوز هم به چشم می خورد) . این دو موضوع مرا بر آن داشت تا در سالگرد شهادت استاد ، مطلبی را بنویسم که در ۱۲ اردیبهشت همان سال در کیهان به چاپ رسید.

 

مدتی بعد آقای صفار هرندی به من گفت که همسرشان در جلسه ای ، همسر شهید مطهری را دیده اند و بابت آن نوشته من بسیار خوشحال و متشکر بوده اند و افزوده اند که امسال بجز روزنامه کیهان باز هم هیچ روزنامه ای توجه جدی به استاد نداشت و از محتوای مطلب من هم بسیار راضی بودند.

 

از آنجا که نکات مورد اشاره در آن مقاله همچنان مبتلا به جامعه ماست ، به مناسبت سالگرد شهادت این معلم و ایدئولوگ بزرگ انقلاب ، بدون هر گونه جرح و تعدیلی آن را در “آب و آتش” می آورم :

 

                   

یک نگاه منصفانه به وضعیت تفکر و  اندیشه امروز ایران نشان می دهد که نیاز فعلی ما به مطهری ، بسیار بیشتر از نیاز ده سال پیش و بیست سال پیش ما به اوست . این نیاز به کاری  که او کرد و به جریانی که او راه انداخت بر می گردد؛ جریانی که اگر ادامه پیدا نکند حتی درختان برآور بین راه را به خشکی می نشاند.

 

برای تبیین دقیق کار سترگ مطهری، ضروری است نگاهی تاریخی به فعالیتهای فکری از سه چهار دهه اخیر بیندازیم . تقریبا همه افراد و گروههایی که پیش از ا نقلاب وارد عرصه مبارزه شده بودند ، مهمترین وجهه همت خود را تقویت زیرساختهای فکری – عقیدتی خود قرار داده بودند و از این نظر ، تفاوتی بین گروههای مسلمان ، التقاطی یا مارکسیست نبود.

 

گروههای التقاطی که شاخص آن سازمان مجاهدین خلق بود ، باتکیه بر آثار قلمی “حنیف نژاد” که برداشتی افراطی تر از آثار مهندس “بازرگان” بود ، سعی داشتند تقدم علم بر ایمان و پیوند اسلام و مارکسیسم را در در ذهن اعضا و هواداران خود تئوریزه کنند. این گروه پس از انقلاب ، وظیفه زیرسازی فکری به شیوه التقاطی را با سری کتابهای “تبیین جهان” پی گرفت .

 

همچنین گروههای مارکسیستی با تکیه بر آثاری چون “اصول مقدماتی فلسفه” ژرژ پولیستر کوشیدند نگاه ایدئولوژیک همراهان خود را با اندیشه های مارکسیستی شکل دهند.

 

خوشبختانه گروههای مسلمان با مراجعه به امام خمینی از نعمت بهره مندی از شخصیت اندیشمندی چون آیت الله مرتضی مطهری برخوردار شدند به طوری که وی به عنوان مرجع فکری و ایدئولوژیک نیروهای اصیل مسلمان توانست در معرفی و آموزش و حل مشکلات مبنایی عقیدتی آنها موثرترین نقش را ایفا کند . این مرجعیت فکری ، خوشبختانه با پیروزی انقلاب اسلامی ابعاد فراگیرتری پیدا کرد تا جایی که دشمن هوشیار، از این نقطه قوت انقلاب احساس خطر کرد و این ذخیره فکری نهضت را از مردم بویژه قشر جوان و دانشجویان گرفت .

 

 در همین حال امام خمینی با یک اقدام تاریخی ، درست به محض شهادت استاد مطهری با معرفی تلویحی وی به عنوان ایدئولوگ انقلاب ، از “دانشجویان” و “طبقه روشنفکران متعهد” خواست تا نگذارند “کتابهای این استاد عزیز با دسیسه های غیر اسلامی فراموش شود.”

 

امام امت همچنین در تجلیلی بی سابقه ، آثار قلم و زبان مطهری را “بی استثنا” آموزنده و روانبخش دانستند. و بدین ترتیب مطهری که آنروز با ترور فیزیکی از میان رفته بود ، مراد و ملجا و مرجع فکری نسل جوان و دانشجویان کشور شد و آثار او بویژه آنها که در معرفی زیربنایی جهان بینی و ایدئولوژی اسلامی بود ، دست به دست در مساجد ، مدارس و دانشگاهها و محافل نیروهای مسلمان تدریس شد و همین امر موجب شد نسل جدید انقلاب از لحاظ مبانی ، بسیار پر قدرت وارد میدان شود و بتواند در عرصه های مختلف حکومتی ، با نگاهی مکتبی به مسایل بنگرد.

 

***

 

متاسفانه شرایط حاکم بر کشور پس از جنگ تحمیلی به گونه ای شد که از یکسو عرصه فرهنگ به عرصه ای مهجور تبدیل شد و از سوی دیگر بسیاری از بزرگان با ورود به منازعات سطحی سیاسی ، از معرفی مبنایی دین به نسل جوان غفلت کردند و در نتیجه ، نسل جوان یا به ورطه فاصله گرفتن از دین و سیاست کشیده شد یا نگاهی احساساتی و سطحی به این دو حوزه داشته و دارد. به همین دلیل امروز نیاز به مطهری و مطهری ها بیشتر احساس می شود.

 

امروز روزی است که باید مجددا مطهری را احیا کرد ، منتشر کرد و کتابهای او بار دیگر به عنوان آثاری که بهترین و عمیقترین معرفی مبنایی از دین است در دستور کار آموزش مدارس ، مساجد و دانشگاههای ما قرار بگیرد. آثار مطهری به همین دلیل ظرفیت آن  را دارد که برای همیشه ، مرجع فکری و آموزش نسل جوان و حقجوی ما قرار بگیرد.

 

اگر می خواهیم انقلاب ، بیشتر از این سامان بگیرد ، تقویت شود و ادامه یابد ، باید روی مسایل اساسی فکری و شناخت جوانان سرمایه گذاری کنیم و برای چنین کاری ، امروز هنوز مطهری بهترین گزینه است .

 

البته کسان دیگری هم امروز در حوزه مقدس علمیه قم ادامه کار مطهری را به بهترین وجه به عهده گرفته اند که رهبر معظم انقلاب یکی از آنها را صریحا به نسل جوان معرفی کرده است : آیت الله مصباح یزدی. هر چند آنروز مطهری ترور فیزیکی شد و امروز دشمنان با هوشیاری ، مصباح یزدی را ترور شخصیت می کنند تا دیگر کسی نگاه عمیق و ژرف به مباحث دینی نداشته باشد اما آیا موفق خواهند شد؟ این بستگی به شرایط فرهنگی و زمینه سازی رسانه های ما دارد…

 

 
 

لطفا تفکیک قوا را رعایت کنید

 

 

این مطلب در ستون نکته کیهان پنجشنبه ششم اردیبهشت ماه به چاپ رسیده است .

در پی انتصاب دکتر شیخ الاسلامی استاندار هرمزگان به سمت مسئول دفتر رئیس جمهوری ، هیئت دولت در جلسه یکشنبه خود، قائم مقام سابق معاونت عمرانی وزارت کشور را به سمت استاندار جدید هرمزگان و نماینده عالی دولت در این منطقه منصوب کرد. اما متاسفانه نمایندگان این استان در مجلس شورای اسلامی که همگی با تابلوهای موجه موفق به کسب آرای مردم شده اند ، در حرکتی سوال برانگیز و البته بیشتر نمایشی، در اعتراض به انتصاب استاندار جدید ، از نمایندگی مردم استعفا کردند.

 

این در شرایطی است که در ابتدای انتصاب استاندار سیستان و بلوچستان و یکی دو مورد دیگر نیز، حرکت مشابهی از سوی برخی از نمایندگان مجلس صورت گرفته بود.

 

اینکه نماینده ای موافق یک مسئول اجرایی معرفی شده نباشد ، چیز عجیب و نامتعارفی نیست و طبیعتا این اتفاق ممکن است برای هر کس دیگری هم بیفتد، اما اینکه یک نماینده که کار اصلی او قانونگذاری و شرکت در مباحث مربوط به تدوین کارشناسی قوانین در قوه مقننه است ، خود را محق بداند که در کار قوه دیگری مثل قوه مجریه دخالت کند و حتی در اعتراض به آن ، از وظیفه ای که مردم بر دوشش گذاشته اند طفره برود ، امری شگفت و ابهام بر انگیز است . این کار همان مقدار ناپسند است که وزیر یا مدیر کلی که در حوزه اجرایی فعالیت می کند ، در اعتراض به یک مصوبه قانونی مجلس شورای اسلامی که آن را مطابق میل و سلیقه خود نیافته است ، از مسئولیت اجرایی خود استعفا کند ! بخصوص اینکه در کشورمان و بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی و قانون اساسی بسیاری از کشورهای جهان ، اصل تفکیک قوا امری پذیرفته شده و موکد است .

 

اشکال دیگر این کار این است که ممکن است عده ای از مخاطبان خبرها و رفتارهای اینچنینی ، تصور کنند که وکلای آنان با نزدیک شدن زمان انتخابات دوره جدید مجلس ، دست به حرکات نمایشی زده اند و این احتمال زمانی برای آنان ممکن است تقویت شود که دو سه روز بعد – مثل موارد قبلی – با مثلا  پا در میانی یکی دو نفر ، آقایان مزبور بر سر کار خود برگردند  و مسئله استعفا منتفی شود !

 

نکته سوم اینکه در سالی که رهبر عزیز انقلاب در آن خواستار توجه بیشتر به موضوع اتحاد و انسجام ( با تاکید بر “حمایت خاص” از رئیس جمهور و دولت نهم ) شده اند ، حرکات تفرقه افکنانه ای از این قبیل ، ناقض هدف ترسیمی از جانب رهبری معظم است . این مسئله از آنجا نگران کننده و ابهام بر انگیزتر می شود که بشنویم طی یکی دو روز اخیر ، کسانی با تحریک عواملی ناشناخته ! در مقابل مراکز سیاسی شهر بندر عباس تجمع اعتراض آمیز ترتیب داده اند و در حقیقت گروههای فشار جدیدی برای دخالت قوه مقننه در کار قوه مجریه در موضوعی که حق مسلم دولت است تشکیل یافته باشد.

 

اما در اینجا یک نکته دیگر هم وجود دارد و آن اینکه نماینده ای که در شهر و استان خود برای پیگیری امور ، باید در تعامل مستقیم با استاندار و قوه مجریه باشد و آنها با هم و با هماهنگی هم باید در تصمیمگیریهای محلی نقش آفرینی کنند، این انتظار را هم دارد که در موارد مشابه اینچنینی ، طرف “مشورت” قوه مجریه قرار بگیرد تا اطلاعات و تجربیات خود را در اختیار آنان قرار دهد تا شاید دولت هم از رهگذر این “مشورت” ،  در تصمیم نهایی خود ، به بهترین گزینه دست یابد و اگر هم این اتفاق نمی افتد ، اطلاع از تصمیم دولت پیش از اعلام عمومی آن ، حداقل انتظاری است که یک نماینده می تواند از تصمیم گیران اجرایی داشته  باشد .  آری این انتظار نمایندگان محترم خیلی بیجا نیست ، اما اگر این انتظارشان هم بر آورده نشد نباید نتیجه اعتراض آنها ، استعفا از مسئولیتی باشد که مردم بر عهده آنها گذاشته اند.

 

 
نوشته بعدی »