inicio mail me! sindicaci;ón

آرشیو برای دی, ۱۳۸۶

 

حضور خلوت انس

۱- همیشه خدا را بابت نعمتهای فراوانی که به من داده است شکر می کنم اما برای چند نعمت ، خیلی بیشتر . ازجمله این نعمتها یکی دوستان  خیلی خوب و نابی است که همیشه به آنها افتخار می کنم .

۲- سه سال پیش در حالی که بشدت عشق زیارت امام مهربان علی بن موسی الرضا « ع »  در دلم زبانه می کشید و راهی برای رفتن نداشتم ، به مدد «کمال احمدی» یکی از همین دوستان خوب ، با دوستان خوب او که اکثرا اهل جوادیه و نازی آباد بودند و فردایش دسته جمعی عازم مشهد بودند ، همراه شدم و یکی از خاطره انگیزترین سفرهایم به آن آستان قدسی رقم خورد.آن سال با آنها در حسینیه ای با صفا در کوچه بازار سر شور مشهد ساکن شدیم .

۳- امسال هم  توفیق یار شد با همان عزیزان که اکنون به شمار دوستان خوب من افزوده شده اند ، به پابوس آقا برویم . با این تفاوت که در این سه سال اکثر آنها ازدواج کرده بودند و دو نفری آمده بودند و برخی هم درجات علمی بالاتری را دریافت کرده بودند ؛ پزشک شده بودند ، روانشناس شده بودند ، استاد برجسته خط و گرافیک و طراحی شده بودند ، روحانی شده بودند و … حالا شما ببینید در گعده های آخر شب ما چه شور و غوغایی بود از مباحث علمی و فال حافظ و دعا و مداحی و خنده و شوخی و بازی و البته بلوتوث بازی و رد و بدل کردن آخرین تولیدات هنری عالم موسیقی اصیل و … که در این میان چند مرثیه خوانی خوب از مداحان معروف هم برای من ارسال شد . بله ، آنها تمام تلاش خودشان را کردند که مرا حزب اللهی کنند اما بعید می دانم خیلی توفیقی در این زمینه کسب کرده باشند !

تفاوت دیگر این سفر این بود که پس از چهارده – پانزده سال ، این بار در حسینیه ای در آنسوی مشهد اقامت داشتیم که از مسیر چهار راه شهدا و خیابان شیرازی به حرم مشرف می شدیم ؛ مسیری که تمام دوران کودکی و نوجوانی من از آن می گذشت : از باغ راه آهن تا حرم . صحن کهنه و سقاخانه و …

    

۴- شب عید غدیر ، وقتی از حرم برگشتیم هم بچه ها یک برنامه کامل و جذاب برای این شب تدارک دیده بودند : آقا سید ، قرآنی خواند که همه ما را منقلب کرد ؛ آقا هادی فرازهایی از خطبه غدیر را خواند و تفسیر کرد و جالب اینجا بود که برخی از این فرازها را من هنوز نشنیده بودم و تعجب کردم که صدا و سیمای ما دهها سال است که فقط به آن دو سه عبارت مشهور چسبیده است و از بقیه این خطبه گرانسنگ و  تبیین آن غفلت می کند ؛ آقای محقق یک مداحی بسیار زیبا کرد ؛ همخوانی دسته جمعی و شاد هم برنامه بعدی بود که حس و حال محل اقامت ما را معنوی تر و شادتر کرد ، حالا نوبت کیک و شیرینی و میوه و شکلات و شوخی و خنده بود که تا پاسی از شب گذشته ادامه داشت .

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند

« و ان یکاد … » بخوانید و در فراز کنید …

۵- از طریق سامانه پیامک نیوز هم با خبر شدیم که جمعی از دوستان خوب وبلاگ نویس و کیهانی سابق و لاحق و فک و فامیلها هم در مشهد بسر می برند که البته سرمای شدید هوا مانع شد که دعوتهای آنها را برای صرف شیشلیک و جوجه کباب و گردش اجابت کنیم ! ما ترجیح دادیم یا در حسینیه محل اقامتمان باشیم یا در حرم و فاصله این دو مکان را هم با احتیاط طی می کردیم تا مبادا لیز بخوریم !

۶- خبر درگذشت عالم مجاهد و عاشق امام رضا «ع » یعنی مرحوم آیت الله سید حبیب الله طاهری گرگانی را هم در مشهد شنیدم و خیلی متاسف شدم . به یاد شبی افتادم که به همراه برادر بزرگوارم سید هادی حسینی و دوستانشان در خدمت ایشان بودیم و ایشان بعد از شام خاطره جالبی را نقل کردند. ظاهرا رسم گلستانیها این است که بعد از شام ،‌میهمان باید برای اموات صاحب سفره فاتحه ای قرائت کند . آقای طاهری می گفت شبی آقای شریعتمداری میهمان ما بود و بعد از شام ، دیدیم ایشان هیچ واکنشی نسبت به اموات ما بروز نمی دهد ! گفتم غذای ما که اشکالی نداشت ؟ آقای شریعتمداری با تعجب جواب داد : نه ! چطور مگر ؟ گفتم آخر  شما فاتحه نفرستادید!

ایشان از بزرگوارانی بود که ارادت خاصی به علی بن موسی الرضا « ع » داشت و هر سال یک یا دو بار پیاده به مشهد ، مشرف می شد . رحمت خدا بر او باد که همزمان با عید غدیر ، روحش به سوی مولایش امام علی بن ابی طالب  «ع » پر کشید.

۷- به تهران که می رسی باز هم هوایی می شوی .  نمی دانم چه رازی در محبت اهل بیت « ع » است که ساعتی پس از فراق از آنها ، باز هم دلت پر می  کشد که در آستانشان حاضر شوی . اسم آنها که می آید دلت می شکند و حسرت روزهای از دست رفته را می خوری ، حتی اگر روزها در آنجا بوده باشی .خدا ما را هیچ گاه از محبت آنان جدا نکند و دوستان خوبمان را هم از ما نگیرد…

 
 

نمایه ای به مناسبت اولین سالروز میلاد « آب و آتش»

سه شنبه پنجم دی ماه سال گذشته ، در کنار پنجره ای که رو به قبور مطهر امامان بقیع « ع » و گنبد خضرای رسول الله « ص »  باز می شد ،‌ در طبقه ششم هتل قصر الدخیل در مدینه منوره پشت رایانه نشستم و با توصیه های دوستان خوبم حامد حجتی و محمد خامه یار و محمد جواد محسن زاده ، نخستین روزنوشتم را در وبلاگم « آب و آتش » نوشتم .

مدتها قبل در یاهو ۳۶۰ وبلاگ نویسی را تجربه کرده بودم و خیلی دوست داشتم که در یک وبلاگ شخصی نوشته هایم را عرضه کنم ، فکر می کردم کار خیلی سختی است اما آنجا حامد خیلی راحت وبلاگ « سیب و ترمه »اش را راه انداخت و ترس مرا ریخت .

همان جا در کنار آن قبور مطهر رو به آن بزرگواران کردم و از آنان خواستم که دستم را بگیرند و توفیق بدهند تا جز حق و برای حق ننویسم و با نوشته هایم فضیلتی را منتشر و باطلی را افشا کنم و از آرمانهای امام خمینی و انقلاب اسلامی و دولت اصولگرا دفاع کنم .

نمی دانم در این قولم چقدر موفق بوده ام اما این را می دانم که خطاهای احتمالیم در آب و آتش به هیچ وجه عمدی نبوده اند و باید آنها را به حساب جهل و ندانم کاری گذاشت نه خدای نکرده تعمد و اصرار بر خطای واضح !

بدین ترتیب پس فردا سالروز تولد وبلاگ من است و به همین مناسبت ، نمایه ای از عناوین نوشته های یک سال گذشته ام را در معرض نگاه دوستان خوبم می گذارم و از آنان می خواهم به عنوان هدیه تولد ، نقاط ضعف و احتمالا قوت آن را به مصداق حدیث  « احب اخوانی  من اهدی الیّ عیوبی » به من هدیه کنند تا در آینده آنها را در نظر داشته باشم . کادوی شما می تواند راهنمایی برای رفع نقاط ضعف یا پیشنهاد برای بهتر شدن کار باشد . اگر این  اظهار نظر ، هم محتوایی و هم شکلی باشد مرا بیشتر سپاسگزار خواهید کرد.

در زیر عناوین مطالب یک سال گذشته را  با ذکر تاریخ ، می آورم :

۱- سر آغاز  / سه شنبه ۵ دی ۱۳۸۵

۲- من هم می خواهم ظهور کنم ! ( نامه ای به امام زمان “عج” و ابراز لطف رهبر معظم انقلاب نسبت به این نوشته ) /چهارشنبه ۶دی ۱۳۸۵

۳-گوش به زنگ (شعری برای امام زمان “عج”) / جمعه ۱۵ دی ۱۳۸۵

 

۴- نامه جلال آل احمد به امام خمینی / جمعه ۱۵ دی ۱۳۸۵

 

۵- غدیر ؛ درسی بزرگتر از حج / شنبه ۱۶ دی ۱۳۸۵

 

۶- برای استاد مهربان : علی دوانی / سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۸۵

۷- بوسه بر دست مرد خدا / پنجشنبه ۲۱دی ۱۳۸۵

 

۸- آمدنی … (شعری از مرتضی امیری اسفندقه برای امام زمان “عج”) / جمعه ۲۲دی ۱۳۸۵

 

۹- مردانی برای تمام فصول ! /دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۸۵

 

۱۰ – آن سفر دراز من … / پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۵

 

۱۱- خط خون (بخشی از شعر زیبای علی موسوی گرمارودی برای ماجرای عاشورا) / یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۵

 

۱۲- امام حسین “ع” و خواجه شیراز / دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۸۵

 

۱۳ – مادام های کوچه ویگن گاراپیدی (یک خاطره از ارادت هموطنان ارمنی به ساحت مقدس امام حسین ؛ع؛) / سه شنبه ۳ بهمن۱۳۸۵

۱۴ – عبور از کناره ممنوع است ! /چهار شنبه ۴ بهمن ۱۳۸۵

 

۱۵ – رازهای اشک  / پنجشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۵

 

۱۶- شهید همه اعصار (بخشی از نوشته بسیار زیبای پرویز خرسند برای ماجرای عاشورا) / جمعه ۶ بهمن ۱۳۸۵

 

۱۷-عاشورا و عدالت ( بخشی از نوشته علامه  استاد محمد رضا حکیمی درباره ماجرای عاشورا) / شنبه ۷ بهمن ۱۳۸۵

 

۱۸- وداع ! ( معرفی نوار وداع سید حسام الدین سراج که برای امام حسین “ع” خوانده است ) / سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۵

 

۱۹- کرامات نورانی (شعر زیبای سید حسن حسینی برای امام خمینی) / چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۵

 

۲۰- من و خانوم جون و جشنواره فیلم فجر ! / جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵

 

۲۱- از تک خال تا تک درخت ! ( نقدی بر فیلم “تک درختها” اثرسعید ابراهیمی فر) / شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۵

 

۲۲- آگهی های بازرگانی ! (چند حاشیه از جشنواره فیلم فجر) / یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۵

 

۲۳- باران ! باز هم ببار ( برای بازی خوب “باران کوثری” در فیلم زیبای “خون بازی”) / سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۵

 

۲۴- نان و شراب ! (دو شعر کم تکرار ! از سید حسن حسینی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ) / شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۵

 

۲۵- متوسط اما به یاد ماندنی (۵ نقد کوتاه از ۵ فیلم جشنواره ) / یکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵

۲۶- چند نکته درباره جشنواره فیلم امسال / دوشنبه ۲۳بهمن ۱۳۸۵

 

۲۷- لطفا به این پرسشها پاسخ دهید ! متشکرم /  پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۵

 

۲۸- من و دوست وقلم / سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۵

۲۹- خیلی دور – خیلی نزدیک ! (جریان سیال ذهن و ادغام دهها خبر روز با هم ) / جمعه ۴ اسفند۱۳۸۵

 

۳۰- مرسی که آپ جدیدمو می خونی ، کامنت یادت نره ! (هجویه ای بر نگارش در محیط اینترنت ) / دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۵

 

۳۱- تعطیلات بارانی ! ( یادداشتی بر فیلم زیبای “تعطیلات رُمی” اثر ویلیام وایلر و کات به بهشت زهرا “س”) / جمعه ۱۱اسفند ۱۳۸۵

 

۳۲- بدون شرح ! ( داستان “طوطی و بازرگان” مولانا  با تاکید بر فضیلت سکوت !) / یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۵

 

۳۳- یا لثارات الحسین (واگویه ای در مقایسه عاشورا و اربعین ) / چهارشنبه ۱۶ اسفند۱۳۸۵

 

۳۴- معرفینامه ! (چاپ دوم با اصلاحات اساسی! در معرفی وبلاگ نویسان کیهانی- البته الان باید چاپ چندم بخورد!) / یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۵

 

۳۵- ارزیابی مردانگی در پنجشنبه آخر سال ( توصیه ای برای محاسبه آنچه در سال کرده ایم بر سر مزار شهیدان) / دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵

 

۳۶- کدامیک غریب ترند ؟! (مقایسه غربت امام رضا”ع” با غربت امام حسن مجتبی “ع”) / جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵

 

۳۷- بهاریه ( با چشم انتظاری موعود) / یکشنبه۲۷اسفند ۱۳۸۵

 

 

روستای جباء در جبل عامل لبنان ، زادگاه علمای بزرگی چون شیخ بهایی – محل زندگی دوست بسیار خوبمان الحاج ابراهیم الحرشی که در کنار پدر سالمندش ایستاده است .

۳۸- در حاشیه بهار – بخش اول (گزارشی از سفرهای نوروزی من و خانواده ام به شهرهای مشهد مقدس و کرمان) / دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۶

۳۹- در حاشیه بهار – بخش دوم /  سه شنبه ۱۴فروردین  ۱۳۸۶

 

۴۰- در حاشیه بهار – بخش سوم /چهارشنبه ۱۵ فروردین  ۱۳۸۶

 

۴۱- در حاشیه بهار – بخش چهارم / جمعه ۱۷ فروردین  ۱۳۸۶

 

۴۲- در حاشیه بهار – بخش پنجم / یکشنبه ۱۹ فروردین  ۱۳۸۶

 

۴۳- در حاشیه بهار – بخش ششم  / دوشنبه ۲۰ فروردین  ۱۳۸۶

 

۴۴- در حاشیه بهار – بخش هفتم  / سه شنبه ۲۱ فروردین  ۱۳۸۶

 

۴۵- در حاشیه بهار – آخرین بخش  / جمعه ۲۴ فروردین  ۱۳۸۶

 

۴۶- به چه دیر ماندی ای صبح ؟ ( به مناسبت روز سعدی) / چهارشنبه ۲۹ فروردین  ۱۳۸۶

 

۴۷- راز زندگی ( شعری از قیصر امین پور به همراه عکسی بسیار زیبا) / سه شنبه ۴ اردیبهشت  ۱۳۸۶

 

۴۸- لطفا تفکیک قوا را رعایت کنید ( در تقبیح دخالتهای گسترده نمایندگان مجلس در امور قوه مجریه و عزل و نصبها) / جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۶

 

۴۹- چرا مطهری نیاز همیشه ماست ؟ ( مقاله ای که در سال ۷۹ نوشتم و همسر شهید مطهری را خوشحال کرد) / یکشنبه۹اردیبهشت  ۱۳۸۶

 

۵۰- آنها که بیدار نمی شوند! ( عکسی از بوسه  یک خواهر بسیجی بر دستان آقا  و در جواب به غوغاسالاری آنها که عرض ادب رئیس جمهور به معلم دبستانش را خیلی برای موقعیت خود سنگین یافتند!) / شنبه ۱۵ اردیبهشت  ۱۳۸۶

 

۵۱- گنجشک و آفتاب ( گزارش محرمانه یک خبرنگار ۴۱ ساله – به مناسبت سالروز تولد میمنت اثر خودم ! )  / چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت  ۱۳۸۶

 

۵۲- ناگهان چقدر زود دیر می شود … ( پاسخی به انتقادهایی که از برشهای زندگی خودم در روزنوشت قبلی نوشته بودم) / سه شنبه ۲۵ اردیبهشت  ۱۳۸۶

 

۵۳- من بی می ناب ، زیستن نتوانم ! ( گزیده ای از رباعیات خیام به انتخاب خودم) / جمعه ۲۸ اردیبهشت  ۱۳۸۶

 

۵۴- حق فخرالدین ، این نبود! ( برای مرد بزرگ قلم و سخن مرحوم فخر الدین حجازی) / سه شنبه ۱خرداد  ۱۳۸۶

 

۵۵- شهر سرشار از شادیها – یادکردی از یک حماسه بزرگ ( به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر) / جمعه ۴خرداد  ۱۳۸۶

 

۵۶- بیار ای باد شبگیری ، نسیمی زان عرقچینم (برای امام خمینی به مناسبت سالگشت درگذشتش) / جمعه ۱۱ خرداد  ۱۳۸۶

 

۵۷- اشباه الرجال و لا رجال ! ( یک خاطره به بهانه تولد دختر دوست خوبم آقای احمد فیاض) / جمعه ۱۸ خرداد  ۱۳۸۶

 

۵۸- دو حادثه – دو تفاوت ( مقایسه عملکرد دولت نهم در طوفان گونو و طوفان و سونامی در جنوب شرق آسیا)  / دوشنبه ۲۱ خرداد  ۱۳۸۶

 

۵۹- آینه ( در سوگ بانوی بزرگ زهرای مرضیه “س”) / جمعه ۲۵ خرداد  ۱۳۸۶

 

۶۰- باور کنید: اینها را شریعتی گفته است ! ( دیدگاههای نقل نشده دکتر شریعتی درباره غرب و ایالات متحده آمریکا) / دوشنبه ۲۸خرداد  ۱۳۸۶

 

۶۱- من به این احمدی نژاد رای ندادم ! ( فقط اینکه این روزنوشت از نمونه هایی بود که بسیاری از سایتهای موافق و مخالف احمدی نژاد به آن لینک دادند ) / سه شنبه ۵تیر  ۱۳۸۶

 

۶۲- جلال و کبوترهای همسایه ! ( نمونه ای از نگاه جلال آل احمد به قلم و ارزش آن ) / چهارشنبه ۱۳ تیر  ۱۳۸۶

 

۶۳- برای ناب ترین منتظران : حزب الله لبنان ( چند خاطره خواندنی از سفرم به لبنان ) / شنبه ۲۳ تیر  ۱۳۸۶

 

۶۴- درباره “جولیا پطرس” و ترانه ” احبائی” (متن کامل عربی و ترجمه فارسی  شعر و کلیپ ترانه احبائی از خواننده زن مسیحی لبنان در تجلیل از سید حسن نصرالله و مجاهدان مقاومت و حزب الله لبنان) / جمعه ۲۹ تیر  ۱۳۸۶

  

 

۶۵- احترام تاریخی به خبرنگار کیهان با گارد تشریفات ریاست جمهوری ! ( یک خاطره بسیار شیرین به مناسبت روز خبرنگار) / سه شنبه ۱۶مرداد  ۱۳۸۶

 

۶۶- ای هفت گردون مست تو ( مقاله بسیار زیبای همسرم به مناسبت میلاد حسین بن علی “ع”) / جمعه ۲۶ مرداد  ۱۳۸۶

 

۶۷- افسوس! ( سه گزارش خواندنی درباره جلال آل احمد)  / چهارشنبه ۱۴ شهریور  ۱۳۸۶

۶۸- راههای عشقبازی در شهر! (خلاصه ای از بیانات حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی درباره ماه مبارک رمضان)  / شنبه ۲۴ شهریور  ۱۳۸۶

 

۶۹- ای آفتاب ! ( شعر بلند و زیبای علامه استاد محمد رضا حکیمی درباره امام زمان”عج” که به مجاهد بزرگ عربی  سید حسن نصرالله تقدیم شده است) / جمعه ۳۰ شهریور  ۱۳۸۶

 

۷۰- همین بس است ! ( یک رباعی درباره شهید از قیصر امین پور به همراه عکسی از حاج همت ) / یکشنبه ۱ مهر  ۱۳۸۶

 

۷۱- یا ایها العزیز ! ( نکته ای درباره شبهای قدر)  / یکشنبه ۸ مهر  ۱۳۸۶

 

۷۲- دریاب وقت و دُر یاب ! (غزلی از لسان الغیب حافظ شیراز) / شنبه ۱۴ مهر  ۱۳۸۶

 

۷۳- باز باران …! ( باران همیشه مرا از خود بیخود می کند) / دوشنبه ۱۶ مهر  ۱۳۸۶

 

۷۴- ساقه های شکسته … ( درخواست از دوستان اینترنتی برای کمک به یک خانواده بی خانمان که مشکل ، به مدد دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور عزیز حل شد) / دوشنبه ۲۳ مهر  ۱۳۸۶

 

۷۵- چون کبوتر پر زنان … ( به مناسبت سالروز مولانا محمد مولوی و گزیده ای از هر کتابش ) / شنبه ۵ آبان  ۱۳۸۶

 

۷۶- برگ و باران ( گزارشی از مراسم تشییع قیصر امین پور در دفتر شعر جوان ) / چهارشنبه ۹ آبان  ۱۳۸۶

 

۷۷- منتظرتان هستم … ( دعوت از دوستان وبلاگ نویسم برای دیدار در غرفه کیهان در نمایشگاه مطبوعات تهران) / یکشنبه ۱۳ آبان  ۱۳۸۶

 

۷۸- دستاویز (عرض ادب به ساحت امام مهربان علی بن موسی الرضا”ع”) / چهارشنبه ۳۰ آبان  ۱۳۸۶

 

۷۹- خاطره مردی که مدرس را در تاریخ جاودانه کرد ( یادداشتی به مناسبت سالروز درگذشت بزرگمرد تاریخ نهضت ملی شدن نفت مرحوم دکتر سید حسین مکی و نیز مجاهد شهید آیت الله سید حسن مدرس) / چهارشنبه ۷ آذر  ۱۳۸۶

 

۸۰- یک اقتراح درباره واحد شمارش ( ۱۳۴ پاسخ به یک سوال که دوست خوبم خانم ابوترابیان پیامک کرده بودند: واحد شمارش دلهای شکسته چیه ؟) / چهارشنبه ۱۴ آذر  ۱۳۸۶

۸۱- این دم گرم شعله خواره ( غزلی تکان دهنده از دیوان کبیر مولوی)  / سه شنبه ۲۰ آذر  ۱۳۸۶

 

۸۲- آرزوهای بزرگ ! (یک واگویه نوستالژیک) / شنبه ۱ دی  ۱۳۸۶

***

راستی بهترین و بدترین نوشته های سال گذشته من کدامها بوده اند؟ 

 

  

 

 

 

 
نوشته بعدی »