مرداد ۳, ۱۳۸۷ در ۰۸:۴۷ · در دسته دستهبندی نشده

عاقبت با ناله سودا می شود آهی که نیست
زیر گام ما به منزل می رسد راهی که نیست
چند روزی صبر کن ای آسمان ! خواهی شنید
نور صد خورشید می گیریم از این ماهی که نیست
خوب می دانیم ومی دانی که چندین سال قحط
آبمان از کاسه سَر دادی از چاهی که نیست
از کرامتهای بسیارت همین ما را رسید :
شاخه خشکی که هست و دست کوتاهی که نیست
دست اگر آن دست دیروزین ما باشد – که هست -
باز هم گندم برون می آرد از کاهی که نیست
کُشته خود می شود این ایل ، حتی در شکست
تا نبندد چشم امیدی به خونخواهی که نیست
…….
پ .ن :شعرهای “محمد کاظم کاظمی” این جوان پرشور و خوش ذوق افغانی
را با اینکه بسیار تلخ و گزنده است ، خیلی دوست دارم و از میان شعرهایش
دو سه شعر را بسیار بیشتر ، که یکی همین غزل است که شاید وصف حال
نسل امروز افغانیهاست.
نظر ۲۸
تیر ۲۴, ۱۳۸۷ در ۱۹:۱۲ · در دسته دستهبندی نشده
غالب رهبران جهان دو دوره دارند : یکی دوره انقلابی ، که در برابر قدرت حاکم مبارزه می کنند و می جنگند و بینش و برداشت و رفتار انقلابی دارند ، و دیگری دوره ای که روی کار می آیند ، که بر عکس ، گرایش کم یا بیش محافظه کارانه ای می یابند و به قول خودشان دوره زندگی آرام و دوره مصلحت اندیشی های ملی و قومی پیش می آید .
بر عکس ، علی “ع” ، در موقعی که زمام حکومت را به دست ندارد و غصب کنندگان حق او ، روی کارند و بعضی دیگر ، همه ارزشها و همه روابط و ضوابط اسلامی را – حتی در ظاهر – رعایت نمی کنند . در این دوره که علی – از نظر مسئولیت اجتماعی – یک فرد است و مقام غیر رسمی است ، و قدرت دست دیگران است ، و او رهبر اقلیت است ، در اینجا مبارزه انقلابی ندارد و به خاطر “وحدت” ، تحمل می کند ؛ و بر عکس ، از وقتی که روی کار می آید و حکومت را به دست می گیرد و خودش زمامدار رسمی جامعه می شود ، دوره انقلابی آغاز می شود و دست به انقلاب می زند . و شاید اولین انسانی است در تاریخ بشر که هنگامی که قدرت دستش نیست ، به خاطر حفظ قدرت جامعه و این ایمان و عقیده در برابر دشمن خارجی ، ساکت است ، و وقتی که حکومت به دستش می آید و بر اوضاع مسلط می شود ، انقلابی می شود . این است که پنج سال دوره انقلابی در زندگی علی ، دوره حکومتش است .
این غیر از حرف “جرج جرداق” است . جرداق می گوید که :” همه رهبران عالم ( قبل از روی کار آمدن ) ، رهبران بزرگ و مترقی و انقلابی بودند و وقتی که روی کار می آمدند محافظه کار می شدند ، بر خلاف علی که هم در دوره ای که حکومت دستش نبود انقلابی بود و هم وقتی که حکومت دستش آمد انقلابی ماند .” این حرف درستی است ، اما با آنچه من می گویم کمی اختلاف دارد ، و آن این است که وقتی زمام امر دستش نیست ، به خاطر حفظ قدرت ، انقلاب نمی کند و تحمل می کند ؛ انقلابی بودن و انقلاب کردن را از وقتی آغاز می کند که رسما حاکم است و قدرت در دستش است .

این است که پنج سال دوره انقلاب در زندگی علی ، به عنوان یک رهبر ، دوره پیش از رسیدنش به حکومت نیست ، ( بلکه ) دوره حکومتش است ، و آغاز دوران انقلابی در زندگی او ، از نظر اجتماعی ، آغاز روی کار آمدنش از نظر سیاسی است .
بنابر این زندگی علی تقسیم می شود به سه فصل : ۲۳ سال جهاد برای مکتب ، ۲۵ سال تحمل برای وحدت و ۵ سال انقلاب برای عدالت .
از : معلم بزرگ انقلاب دکتر علی شریعتی – مجموعه آثار ، جلد ۲۶ : علی “ع” ، صفحات ۷۸ و ۷۹
………
میلاد بزرگترین اسوه “مکتب ، وحدت ، عدالت” را به همه مومنانِ وحدت طلبِ عدالتخواه بویژه مخاطبان خوب وبلاگم شادباش می گویم .
نظر ۲۱