خدا حافظی
السلام علیک یا اکرم مصحوب من الاوقات … السلام علیک من شهر قَرُبَت فیه الآمال . و نَشُرَت فیه الاعمال . السلام علیک من قرین جلّ قَدرَه ُموجودا . و افجع فقده مفقودا . و مرجو الم فراقه . السلام علیک من الیف آنس مقبلا فسَرّ . و اوحش منقضیا فمض . السلام علیک من مُجاور رَقّت فیه القلوب . و قَلّت فیه الذنوب …
ای خداوند ! ماه مبارک رمضان در میان ما بس ستوده زیست و ما را مصاحب و یاری نیکو بود و گرانبهاترین سودهای مردم جهان را به ما ارزانی داشت . اما چون زمانش به سر رسید و مدتش و شمار روزهایش پایان گرفت ، آهنگ رحیل کرد .
ای خداوند ! اینک با او وداع می کنیم ، همانند وداع با عزیزی که فراقش بر ما گران است و رفتنش ما را غمگین و گرفتار وحشت تنهایی کند ؛ عزیزی که او را بر ما پیمانی است که باید نگه داریم و حرمتی که باید رعایت کنیم و حقی که باید ادا کنیم .
پس اکنون می گوییم : خدا حافظ ای بزرگترین ماه خداوند ، ای عید اولیای خدا . خدا حافظ ای گرامی ترین اوقاتی که ما را مصاحب و یار بودی . ای بهترین ماه در همه روزها و ساعتها . خدا حافظ ای ماه دستیابی به آرزوها ؛ ای ماه سرشار از اعمال شایسته بندگان خدا . خدا حافظ ای یار و رفیقی که تا هستی ، جایگاهت بس والاست و چون رخت بر بندی ، فراقت محنت افزا. ای مایه امید ما که دوریت برای ما بس دردناک است . خداحافظ ای همدم ما که چون بیایی ، شادمانی و آرامش بر دل ما آری و چون بروی ، رفتنت وحشت خیز و تالم زاست .
خدا حافظ ای همسایه خوب ، که تا بودی رقیق القلب شده بودیم و کم معصیت . خداحافظ ای یاری دهنده ما در برابر شیطان و خداحافظ ای همنشینی که راههای خوب بودن و فضیلت را پیش پای ما هموار می ساختی … چه بسا گناهان که از نامه اعمال ما پاک کردی و چه بسیار عیبهایی که پوشیده شان داشتی . بدرود ؛ بدرود ای ماهی که برای گناهکاران به درازا کشیدی و برای دلهای مومنان زود گذشتی … بدرود !
***

کبریای توبه را بشکن ، پشیمانی بس است
از جواهر خانه خالی ، نگهبانی بس است
ترس ، جای عشق جولان داد و شک ، جای یقین
آبرو داری کن ای زاهد ! مسلمانی بس است
خلق ، دلسنگند و من آیینه با خود می برم
بشکنیدم دوستان ! دشنام پنهانی بس است
یوسف از تعبیر خواب مصریان دلسرد شد
هفتصد سال است می بارد ، فراوانی بس است !
نسل پشت نسل ، تنها امتحان پس می دهیم
دیگر انسانی نخواهد بود ، قربانی بس است
بر سر خوان تو ، تنها کفر نعمت می کنیم
سفره ات را جمع کن ای عشق ! مهمانی بس است
***
پ. ن اول : همین الان از خواب بیدار شده ام . من این ماه رمضان را هیچ نفهمیدم ! در غفلت کامل روزها و شبهای آن را گذراندم ؛ حسرت این سفره گسترده پر بار را باید تا سال دیگری که نمی دانم هستم یا نه با خود داشته باشم . اما یک امید بزرگ دارم و آن دوستان خوبی است که به هم قول داده بودیم برای هم دعا کنیم . تمام امیدم به دعاهای دوستان خویم است .
پ . ن دوم : شعر از آقای “فاضل نظری” شاعر خوش ذوق جوان کشورمان است .
پ . ن سوم : عید خجسته فطر و آزادگی از نفس را به همه دوستان خوب و مخاطبان ” آب و آتش” شادباش می گویم . مبارکتان باد …![]()

