آی آدمها که در ساحل نشسته شاد و خندانید !
آفتاب
برای من می تابد
باران
برای من است که می گرید
و نسیم
اگر برای آرامش من نمی وزید
حتما طوفان می شد
در فضایی که بذرها را
با باد برده اند
در هوایی که قلب ها
طپش سنگ ها را هم از یاد برده اند !

آرشیو برای آذر, ۱۳۸۷آی آدمها که در ساحل نشسته شاد و خندانید !
آفتاب برای من می تابد باران برای من است که می گرید و نسیم اگر برای آرامش من نمی وزید حتما طوفان می شد در فضایی که بذرها را با باد برده اند در هوایی که قلب ها طپش سنگ ها را هم از یاد برده اند ! آنجا همه دارند اشک می ریزند ، توی سر و صورت خود می زنند ، هر روز کودکی را که در تاریکی و قحطی نور ، از گرسنگی و نبود دارو و محاصره ، جان داده است تشییع می کنند ، فریاد می کشند ، کمک می طلبند : یا للمسلمین ! نه حتی مسلمین ، بلکه :ای انسانها که راحت در خانه های خود نشسته اید ، با بچه های خود پارک می روید ، پیتزا و پپرونی می خورید ، فیلم می بینید ، کنسرت می روید ، می خندید ، ما ماههاست که در اینجا برق را بر رویمان قطع کرده اند ، گذرگاه رفح را بسته اند ، هیچ دارویی نداریم ، هر روز چندین زن و کودک و پیر و جوانمان را از گرسنگی و بیماری و آوار خانه هایی که اسرائیلیها خرابترش کرده اند می میرند و شما … نمی گوییم به ما برق و آب و غذا و دارو بفرستید ؛ نمی گوییم بیایید اینجا با صهیونیستهایی که الفبای انسانیت را هم نمی دانند بجنگید ؛ نمی گوییم بیماران و مجروحانمان را به بیمارستانهای کشورهای خودتان ببرید ، نه نه ! اصلا این انتظارها را از شما نداریم ! آنها را بگذارید به عهده خود ما و کودکان ما که هر چیز نداشته باشند ، سنگ ها را که دارند و می توانند به خودروهای تمام مکانیزه اسرائیلی پرتاب کنند ، ما از شما فقط یک انتظار داریم و بس . اگر هم می بینید این انتظار ما زیاد است ، باز هم بی خیالش شوید و به کارتان ادامه دهید . انتظار ما خیلی ساده است : سکوت نکنید ! ما اینجا در غزه فکر نمی کنیم حداقل سخن گفتن و مصاحبه کردن درباره ما و مشکلات ما برای شما مشکلی ایجاد کند یا بودجه ای را از سرمایه های شما هدر دهد . کاری کنید که دنیا ما را ببیند . نمی دانیم چرا هیچ کس کاری به کار ما ندارد و انگار نه انگار که ما هم هستیم و آن هم این گونه ! نمی شود بخشی از روزنامه ها و مجلات و نشریاتتان را غیر از فحش دادن به دولتتان و گلایه از گرانی موز و کیوی به ما هم اختصاص دهید و عکسی از وضعیت ما چاپ کنید ؟ نمی شود صدا و سیمایتان بجز چند خط خبری که درباره غزه می خواند دو سه گزارش هم درباره ما تهیه کند ؟ نمی شود سخنرانان و شخصیتهای سیاسی چپ و راست شما در کنار حمله کردن به همدیگر ، چند کلمه هم راجع به ما حرف بزنند ؛ فقط حرف ! ما راضی نیستیم وقت شریفشان را بگیریم تا نکند از انتقاد به اصولگرایان و اصلاح طلبان باز بمانند و کشور عزیزتان به بلا مبتلا شود . نمی شود که وبلاگ نویسان شما ، در کنار شعرهای قشنگی که برای دوست پسر و دوست دخترشان می نویسند ، در کنار لینک آخرین موسیقی جذابی که فلان خواننده آمریکایی و اروپایی خوانده است ، در کنار مطالب بیشماری که درباره کردان و احمدی نژاد و خاتمی و کروبی و قالیباف و گلشیفته فراهانی و مایکل جکسون و … می نویسند ، دو کلمه هم راجع به غزه و رفح و دخترکان غمدیده ما که سالهاست حتی یک لبخند کوچک هم بر روی لبانشان نیامده است بنویسند ؟ اگر این کارها هزینه ای هم برای شما دارد به خدا حاضریم این هزینه را هم بدهیم اما دنیا ما را ببیند ؛ فقط ببیند ؛ حتی هیچ کار دیگری نکند ؛ فقط ببیند تا د ر روزی که انسانها را به خاطر کارهای نکرده شان محاکمه می کنند ، ما هم حجتی برای اقامه دعوی داشته باشیم . برادران و خواهران ! ما از کشورهای عربی و اسلامی دیگر انتظاری نداریم ؛ اما از مردم مسلمان ایران همین یک انتظار کوچک را داریم : لطفا ما را ببینید .
![]() پ . ن ١: شعر بالا را سالها پیش در جریان جنگ بی رحمانه صربها در بوسنی و هرزه گوین و پس از جنایات تاریخی آنها در “گوراژده” و “سربرنیتسا” در ویژه نامه ای که در کیهان تهیه کردیم نوشتم . اصل این شعر را هر چه گشتم پیدا نکردم و فقط به اعتبار حافظه ام آن را در اینجا و به مناسبت بحران گسترده انسانی امروز در غزه آوردم . کار دیگری از دستم بر نیامد .
پ .ن ٢: بچه های وبلاگ نویس ! دوستان عزیز ! به قدر چند کلمه هم که شده است ساکت ننشینید ! و به هل من ناصری که برادرمان “امین صبحی“ برای ایجاد یک جنبش وبلاگی در این زمینه پیشنهاد کرده است ، لبیک بگویید.
این هم لطف دوستان خبرگزاری فارس که می خواهند پوشش خوبی به این جنبش بدهند. اگر کسان دیگر یا مطالب مرتبط خوبی با این موضوع سراغ دارید در بخش نظرات یادآوری کنید تا پیوند آن را هم در فهرست زیر بیاورم .
………
همراهان مردم غزه :
۳- گزارش خبری روزنامه کیهان : اینجا غزه است چشم ملک عبدالله و حسنی مبارک روشن ! و جنبش وبلاگی حمایت از غزه .
۴- گالری طرحها و کاریکاتورهای مرتبط ، در سایت “ایران کارتون“ – حتما ببینید.
۵- بخش کاریکاتورهای غزه از سایت عدل اورگ – آنتی سمیتیزم هم نمونه های خوبی دارد که حتما باید آنها را ببینید .
۶- سایت خبری – تحلیلی عصر ایران : غزه ؛ تنهاترین شهر جهان و تنهایی کودکان غزه و دعوت از وبلاگ نویسان ایرانی .
۷- رضا امیرخانی : مسئله لبنان و فلسطین به ما چه دخلی دارد ؟! (سایت “انصار نیوز”).
۱۲-مهدی سعیدی : محرم زودتر از همیشه شروع شد (وبلاگ “گام آخر”).
۱۳- حسین سلیمانی : تا کی می خواهیم در خواب غفلت خود بمانیم ؟( وبلاگ “رصد خانه”).
۱۴- حمزه عسکری رشتیانی : نامهای از پشت حصارهای پرسکوت غزه ( وبلاگ “پنجره”).
۲۲- فاطمه معین زاده :یک جو غیرت …! (وبلاگ “نازنین یار”).
۲۳- بدون نام : شوالیه جنایتکار ( وبلاگ “الحدید”).
۳۴-روح الله قاسمیان : فریاد مظلومیت غزه ، انتفاضه سوم است ( وبلاگ “آنسوی دیپلماسی”).
۳۵- اسماعیل : پاییزی که هوا زمستانی شد (وبلاگ “اسماعیل نیوز”).
۴۰-وبلاگ نیوز : خروش وبلاگی غزه آغاز شد .
۴۱- پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی : جنبش وبلاگی غزه .
۴۳- بهمن عزیزی : غزه ! “یوم” های ما دیگر بوی عاشورا نمی دهد ( وبلاگ “موشک انداز”).
۴۴- عین – کاف : نظاره گر حقوق بشر باشید ( وبلاگ ” هم اکنون خط مقدم …کجاست ؟”).
۴۵ – دانشطلب : اسرائیل را سرزنش نکنید ؛ غزه در محاصره عباس و دولتهای عربی است (وبلاگ “مدرسه ما ” ).
۴۶- حسن حیدری باقر آبادی : رژیم غاصب صهیونیستی چیزی برای از دست دادن ندارد ( وبلاگ “روایتی دیگر” ).
۴۷- مرتضی مصباح راد : “باراک اوباما” مسئول جنایات غزه (وبلاگ “روزنامه نگار مسلمان”).
۴۸- سید کمیل : ما این قدر بی غیرت نبودیم ( از وبلاگ “جهاد همچنان باقی است “).
۵۹- محسن : تصاویر جان دادن مادر لبنانی در آغوش فرزندش ( سایت “کلوپ دات کام ).
۶۰- راحیل دژاکام : یک نفر با آفتاب و آسمان تنهاست … ( وبلاگ “شمسه”).
۶۱- سمیه توحید لو : یاد آر ز شمع مرده یاد آر … ( وبلاگ ” بر ساحل سلامت”).
۶۲- بدون نام : از بمبئی تا غزه ( وبلاگ “تارنما”).
۶۳- علی : غزه در انتظار اقدام ما ؛ ملتهای مسلمان ! ( وبلاگ “تاربلاگ ایلیا”).
۶۴- جوانان ایران : تا وقتی نسکافه می خوریم، مرگ بر اسرائیل معنا دارد؟ (وبلاگ ؛اعتراض به حضور نستله در ایران ).
۶۶- محجوبه : آقای سازمان ملل !! و علمای بزرگوار جهان اسلام (وبلاگ “ نسیم یاد معبود در کویرستان جان”).
۶۷- مرد اقلیم : چگونه میتوان خاموش ماند چگونه میتوان گذشت کرد و چگونه باید گریست (وبلاگ “اقلیم”).
۷۴- زهرا و زهره : پیام رهبر معظم انقلاب در پی حملات وحشیانه صهیونیستها به نوار غزه (وبلاگ “نجوای دل”).
منتظرتان هستم – منتظر باشید !١- ابتدا به مناسبت آغاز هفته کتاب ، این دو جمله کاربردی آقا را درباره فاصله مردم کشورمان با کتابخوانی بخوانید : * یکی از کارهایی که از قرائن فهمیده می شود که در بین اروپاییها معمول است و متاسفانه اینجا هیچ معمول نیست ، این است که مثلا مادران یا بزرگتران برای بچه هایشان در فرصتهایی ، کتاب می خوانند یا دو نفر سه نفر آدم می نشینند یک نفر برایشان کتاب می خواند ؛ که اینجا این کارها هیچ معمول نیست .( ۱۹/۱۱/۱۳۶۶) * این عادت هنوز در بین مردم جا نیفتاده که بروند کتابی را بخرند ، بعد آْن را بخوانند ، بعد به دوستشان یا فرزندشان بدهند تا آنها هم بخوانند . این طوری نیست . ای بسا کتابی را می خرند ، بعد آن را کناری می گذارند یا مثلا کتابی را دوستی به دوستی هدیه می دهد ، او هم [ آن کتاب را ] کناری می گذارد . واقعا کتاب خواندن در مملکت ما جا نیفتاده است و این درد بزرگی است .(۱۸/۲/۱۳۷۴) ۲- حالا به مناسبت آغاز نمایشگاه بین المللی مطبوعات ، یادتان باشد که از فردا – مثل هر سال دیگر – در غرفه روزنامه کیهان منتظر دوستان خوب و مخاطبان (وبلاگم هم ! ) هستم . نمایشگاه امسال در محیط دوست داشتنی و در دسترس مصلای امام خمینی برگزار می شود . البته اگر امسال صبح به نمایشگاه آمدید ، آنقدر دست دست کنید تا ساعت ۱۴ برسد و من هم برسم ، چون امسال من عصرها در خدمت شما هستم و شاید یکی دو روز صبحها هم در غرفه دیگری باشم . آنهایی که پارسال قول دادند و نیامدند ، یادشان باشد که امسال قول می دهند ، باز هم نیایند ! ۳- اما من یک عذر خواهی بدهکار خوانندگان وبلاگم هستم ، بدون آنکه خودشان بدانند بابت چی ! راستش از زمانی که مطمئن شدم آمدن آقای سید محمد خاتمی به عرصه انتخابات قطعی شده است ، گل از گلم شکفته و بسیار خوشحال هستم . این را واقعا می گویم و امیدوارم هیچ کس سعی نکند آقای خاتمی را از این تصمیم درست منصرف کند . عذرخواهی من بابت همین است . بیش از ده روز است که مواد خام یک تحلیل جامع را در درخواست از خاتمی برای آمدن تهیه کرده ام و دلایلم را هم مشخص کرده ام اما به دلیل گرفتاریهای فراوان ، هنوز فرصت قلمی کردن آنها را نیافته ام . البته الان با قطعی شدن آمدن آقای خاتمی ( به حرفهای روزنامه ها توجه نکنید که ایشان هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته است !) ، باید مدل نوشتن آن مطلب و آن تحلیل را تغییر بدهم و مثلا درباره این بنویسم که چرا باید آقای خاتمی تا آخر در عرصه انتخابات باقی بماند و جا خالی ندهد که حالا با رفتن به نمایشگاه شاید هفت هشت ده روزی تا اینکه شما بتوانید آن را در این وبلاگ بخوانید فاصله بیفتد ، اما فعلا شما مرا به عنوان یک خبرنگار خوش قول بشناسید تا ببینیم چه پیش می آید . تاکید می کنم من خودم را جزو طیف اصولگرایان می دانم و حتما در انتخابات به دکتر احمدی نژاد رای خواهم داد ، اما بی اندازه از آمدن آقای خاتمی به عرصه رقابت خوشحالم که دلایل قوی خودم را ان شاء الله در آن مطلب موعود خواهید خواند . پ . ن اول : اینکه چرا در این عکس ، من و سردار داریم می خندیم ، موضوع جالبی دارد که البته امکان گفتنش در وبلاگ نیست . شاید به برخی از کسانی که امسال به غرفه کیهان آمدند ، گفتم ؛ شاید البته ! پ . ن دوم : این روزها و شبها که دم به ساعت ، بچه های نشریه “زائر” از کنار حرم مطهر رسول الله “ص” و قبرستان بقیع برایم پیامک می زنند و دلم را هوایی می کنند ، اگر نه تمام ، اکثر لحظه هایم را در آن جغرافیا می گذرانم . دعا کنید سال بعد ، این سعادت در کنار شما ، نصیب من هم بشود . |